سيل بهاري قم

31-03-09_1217   31-03-09_1216

24 دیدگاه »

  دانشجوي هرز wrote @

به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
مباركه
اين ماشينا راننده هاشون غواص بودن ؟

  طلبه بي‌سواد wrote @

سلام عليکم
سلامت باشي. راننده يکي‌ش بالا نشسته بود به تماشا.

  دانشجوي هرز wrote @

در ب در اسم و آدرس وبلاگتونم . يكي ما رو از اين دربه دري نجات بده !!

  دانشجوي هرز wrote @

قالب وبلاگ قشنگ نيست . يه رنگ تو دل برو !! بزار واسش . تو مايه هاي ولنتاين پارك لاله .

  طلبه بي‌سواد wrote @

مگه من در مورد قالب از تو نظر خواستم؟! خيلي هم قشنگه.

  دانشجوي هرز wrote @

قشنگ نديدي كه به اين ميگي قشنگ !!!

  طلبه بي‌سواد wrote @

يعني اونايي که پشت بته‌ها ديديم، قشنگ نبودن؟!

  ساقی wrote @

سلام
این دائمیه یا موقت[آیکون چشمک]؟
مبارک باشه به هرحال!

خوبه خرج! نداره وگرنه این همه خونه عوض نمی کردین.

سیل بهاری؟!
یعنی رسمه بهار سیل بیاد؟

یاعلی

  طلبه بي‌سواد wrote @

سلام
هيچ قولي نمي‌دم.

  این روزها wrote @

سلام!
نمی‌گم خونه جدید مبارک، چون خیلی کلیشه‌ایه!!
این سیله بد ضد حالی زد به مسافرای ما تو قم!
راستی این ترکیب “bisavadclergyman”خیلی ترکیب جالبی از زبون بلاد کفر و زبون مادریه‌ها!!

  طلبه بي‌سواد wrote @

سلام
ولي حال ما را حسابي جا آورد.

  من و متعه ام wrote @

سلام
خوشم میاد که شما هم تو کار موقتی;)

  طلبه بي‌سواد wrote @

سلام
من غلط بکنم.

  شوق پرواز wrote @

هوالرحمن الرحیم
سلام
عجب! باز هم اسباب کشی و منزل جدید؟!
جدی جدی انگار این هم یه مسئله علمی فرهنگی اجتماعی …است ها که ما خانم ها مثه همه چیز به این یه دونه وبلاگمون اونقدر وابسته میشیم که اگه یه روز بخوان ازمون بگیرنش حداقل چهل روز براش سیاه می پوشیم(اصلا اونقدر که این اسم وبلاگی مون رو می شناسیم اسم خودمون برامون آشنا نیست!!)…اون وقت شما آقایون همین جوری هر دو سه روز(!) یه بار عوضش می کنین :پی ;)
جناب “من و متعه ام” هم عجب به وجد آمده اند!
عجب اسمی هم داره وبلاگتون…آدم عجیب احساس شکسته نفسی و این جور مسائل بهش دست میده!
انشالله که این یکی دیگه بخت یارش باشه و چند صباحی بیشتر دوام بیاره! :دی
جدای از شوخی و…مبارک باشه! انشالله موفق باشید

  طلبه بي‌سواد wrote @

سلام
دقت کردين تعداد کاراکترهاي کامنت‌هاي شما از تعداد کاراکترهاي پست‌هاي من بيشتره؟!

  کبری آسوپار wrote @

سلام
منزل نو مبارک
خدا نکنه یه چیزی مفت بیفته دست اصفهانی جماعت!
یه چیزی کم داره ها!

برقرار باشید.

  طلبه بي‌سواد wrote @

سلام
بايد پول بديم تا بگين چي کم داره؟

  کبری آسوپار wrote @

مهم نبود و نیست؛ بی خیال!

  شوق پرواز wrote @

مجددا سلام
خب یه باره بگید چرا اینقدر پرحرفی می کنی؟ نیازی به این همه قلمبه سلمبه حرف زدن که نیست!…کاراکتر؟!
:عینک دودی!(یا همون (-B )

  طلبه بي‌سواد wrote @

مجددا عليکم السلام
خانم‌ها و پر حرفي؟! محاله.

  ترنم wrote @

ديدم حرف از خانم هاست، گفتم حيفه حاج آقا اين اول سالي در موضوع مورد علاقه شون بي سوژه بمونن:

اهل تسنن اين مطلب را قبول كرده اند و در صحيح مسلم و صحيح بخاري و مخصوصا صحيح مسلم زياد است كه پيغمبر اكرم در كجا متعه را اجازه داد، در كجا منع كرد ، دو مرتبه اجازه داد، دو مرتبه منع كرد. اين دليل آن است كه اصل اين كار جايز بوده و از نوع زنا نبوده چون اگر از نوع زنا بود محال بود كه پيغمبر اجازه بدهد؛ چون اسلام زنا را حرام كرده است، پس معلوم مي شود در رديف زنا نبوده، امري بوده كه بر حسب اصل شرع جايز بوده و در مورد يك امر جايز است كه پيغمبر مي تواند تحليل و تحريم كند؛ يعني يك جا آن را منع كند و جاي ديگر اجازه بدهد. وقتي اجازه مي دهد به طبع اولش اجازه داده، وقتي منع كرده مصلحت اقتضا كرده كه آن را منع كند…
…يك امري كه در اصل شرع هيچ دليلي بر حرمت يا وجوبش نيست، نه حرام است نه واجب، امر مباحي است، فقيه به موجب اختيارات خودش مي تواند آن را تحريم كند، كه مرحوم ناييني در رساله تنبيه الامه و تنزيه المله روي اين مسئله بحث كرده است … (اسلام و مقتضيات زمان مرتضي مطهري صفحه نمي دونم چند)

اين ها تاييدي است بر نظر من كه اسلام در مباحات بي طرف نيست و بسته به شرايط حكم به تحريم و تجويز مي كند. سوال : ‌پيام بر كجا و براي چه شرايطي متعه را تحريم فرموده اند و در چه شرايطي تجويز؟

  يک طلبه بي‌سواد wrote @

يه آقايي که شما هم مي‌شناسيدش، تو يه جلسه‌ي خصوصي مي‌گفت: تو يه جلسه‌ي دانشجويي بحث در مورد «و اضربوهن» بود. گفتم: اين حکم اسلام مطابق طبيعت زنه! اصلاً زن‌ها خوششون مياد که يه وقتايي بزنندشون! يکي از پسرها اعتراض کرد که يعني چي اين حرفا؟ دليلتون چيه؟ گفتم: بهترين دليلم اينه که اين همه دختر اينجا نشسته‌ان، اما يکي‌شون اعتراض نکرد. اون وقت تو پا شدي اعتراض مي‌کني؟ بشين سر جات بچه پر رو! (اين آخريش نه نقل به لفظ بود نه نقل به معنا و نه نقل به مضمون. نقل به حال بود!)
حالا مي‌فهمم که اون آقا هم پر بيراه نگفته. واقعاً شما خانم‌ها خوشتون مياد از بحث‌ها. من هم چند وقت چيزي نگم، خودتون يه جوري بحثش رو مي‌کشين وسط.
بگذريم.
اولا اين نظر شهيد مطهري مبناش اينه که فقيه اختيار اين رو داشته باشه که بالکل حلالي رو ممنوع کنه. که خود اين مبنا محل بحثه. بعضي مثل استاد خود حقير اعتقاد دارن که فقيه نمي‌تونه بالکل تعطيل کنه. فقط مي‌تونه محدوديت براش درست کنه. مثلا بگه ثبتش الزاميه يا اين جور مسائل.
ثانيا اين حرف شهيد مطهري به هيچ وجه بي‌طرف بودن اسلام رو در مباحات ثابت نمي‌کنه. طبق همون مبنا، فقيه واجبش رو هم مي‌تونه در شرايطي تعطيل کنه. پس بايد نتيجه بگيرين اسلام نسبت به واجباتش هم بي‌طرفه!

  ترنم wrote @

اين ها تاييدي است بر نظر من كه اسلام در مباحات بي طرف نيست و بسته به شرايط حكم به تحريم و تجويز مي كند. سوال : ‌پيام بر كجا و براي چه شرايطي متعه را تحريم فرموده اند و در چه شرايطي تجويز؟

بي طرف نيست … نيست … شد حاج آقا؟

تقصير منه كه نگران بي سوژه موندن شمام! جواب سوال م رو هم نداديد در ضمن!

  يک طلبه بي‌سواد wrote @

شد. تند تند که کامنت رو بخونين اين اشتباهات هم پيش مياد. [شکلک شرمندگي]
تجويزش که به اجماع شيعه حکم اوليه و نياز به احراز شرطي نداره. تحريمشه که حکم ثانويه و محدوده به شرايط خاص. فعلاً هم نمي‌دونم که فقهاي ما هم مواردي رو که اهل‌سنت ذکر کرده‌ان که پيامبر متعه رو تحريم کردن، اصلاً قبول دارن يا نه. مي‌پرسم و بهتون خبر مي‌دم.
در ضمن مباحات دو نوعه. يک نوع مباح لا اقتضائيه که اون فعل نه مصلحتي درش بوده و نه مفسده‌اي که موجب استحباب، کراهت، حرمت يا وجوبش بشه. نوع دوم مباح اقتضائيه؛ يعني مصلحتي وجود داشته که مکلف آزاد باشه. اينو گفتم که همه‌ي مباحات رو با يه چوب نرونيد.


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>